السيد محمد حسين الطهراني

17

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)

ميان امّت شبيه و نظير ندارد ، تا اينكه بگوئيم : آن حُجَج و بيّنات را در قلوب نُظراء و أمثال خود مىكارد ؛ يا اينكه بوديعت مىگذارد ! پس معلوم مىشود : مراد از نُظَراء و أشباه ، جماعتى از علماء ربَّانيّينِ عاملين هستند كه به تدريس و تَدَرُّس و تعليم و تعلُّم مشغول بوده ؛ در مكتب علماء ربّانيّين و در تحت رعايت آنها و حفظ و كِلائَتِ آنها ، در دو مرحله علم و عمل ، از نردبان ترقّى به أقْصَى مَدارج كمال صعود نموده‌اند ؛ وَ بَلَغوا مِنْ مَدارِجِ الْيَقينِ وَ التَّفْويضِ وَ التَّسْليمِ أعْلَى مَعارِجِه . و اينها ، همان نُظَراء و أمثال علماء رَبَّانيّين ( كه زارِعين و موُدِعينند ) مىباشند . و همانند أساتيد و علمائى كه اينها را تدريس و تربيت كرده و پرورش داده‌اند ، تا اينكه آنها را به معارف إلهيّه و به مقام ولايت رسانده‌اند ، شده‌اند . و ليكن إمام معصوم شبيه و نظير ندارد . إمام معصوم مقامش از اينها أعلى و أجَلّ است . پس مقصود از علماء ربّانىّ كه در اين روايت بيان شده است همين كسانى هستند كه بر مسند تعليم نشسته‌اند و زمام هدايت مردم را بدست گرفته و مردم را به سوى مصالحشان سوق مىدهند . زيرا آنان زمامدار مصلحت واقعيّه مردم هستند . و بيِّنات و حُجَجِ خدا را در روى زمين حفظ مىكنند . وَ هَكَذا كُلُّ خَلَفٍ عَنْ سَلَف ، دسته‌اى مىآيند و دسته‌اى ديگر مىروند ؛ سَلَف از بين مىرود و خَلَف به جاى او مىنشيند . و نيز مؤيّد ديگر بر اين مطلب ، اين است كه : در « تحف العقول » آمده است : لِئَلا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَهِ وَ بَيِّنَاتُهُ وَ رُوَاةُ كِتَابِهِ . رُواةُ الْكِتاب ، چه كسانى هستند ؟ آيا مىشود گفت : رُواةُ الْكِتاب ، خود أئمّه هستند ؟ بله ، در : حُجَجُ اللَهِ وَ بَيِّنَاتُهُ ، مىتوان گفت كه : درجه أعلاى آن ، از آنِ إمام است . أمّا إمام كه راوى كتاب نيست . زيرا معلوم است كه مقصود از : رُواةُ الْكتاب ، همين علماء مشتغلينى هستند كه به تربيت ربانيّين - در هر زمان و مكان - تربيت مىشوند . و اينها راوى كتاب خدا و سنّت رسول خدا هستند .